دوست

مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم

من و بالای مناره که تمنای تو دارم

ز تو سرمست و خمارم خبر از خویش ندارم

سر خود نیز نخارم که تقاضای تو دارم

دل من روشن و مقبل ز چه شد با تو بگویم

که در این آینه دل رخ زیبای تو دارم

مکن ای دوست ملامت بنگر روز قیامت

همه موجم همه جوشم در دریای تو دارم

#دوست_دارم
دیدگاه ها (۰)

سلسله عشق تو ، مغموم و صبورمنازم بکش ای دوست ، که مظلوم و صب...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

سلام و درود خسته نباشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط